عاشقانه های یک آدم اینجوری

   
 

 

   

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
و تو نیومدی...

هی با تو ام اشکام و می بینی؟ می بینی و انقدر بی تفاوتی؟نه نمی بینی و گرنه یه ثانیه هم دووم نمی آوردی...سردمه احساس تنهایی می کنم...دلم برات تنگ شده دیشب وقتی رو تختم نشسته بودم یه لحظه احساس کردم داری نگام می کنی برگشتم و دیدیم هیچی اون پشت نیست... لرز کردم...و تو نیومدی و من تموم شب منتظرت بودم...بالشم و بغل کردم و آروم چشام و بستم...دستام لمس شده بود...همه جا تاریک بود همه جا سیاه بود...هیچ چراغی روشن نبود و منتظر تو بودم...و تو نیومدی...و من بی خودی خوشحال شده بودم و تو نیومدی و من...قلبم دردش گرفت آروم گفت آخ بهش گفتم که آروم باش بالاخره یه روز یه خبری ازش می شه...نوشتم سیاه...سیاه...چون پر از دلتنگیِ .چون پر از غمِ.چون پر از اشکِ.ازم نخوا که یه همچین نوشته ای رو رنگی کنم چون هیچ رنگی به اندازه ای غمگین نیست که این نوشته رو باهاش رنگ کنم.از رنگ سیاه استفاده کردم چون وقتی هیچ رنگی نباشه همه جا سیاه می شه سیاه...سیاه ...

 

پاورقی.... چه اسم آشنایی....

......................................

حرف نزن نمی خوام حتی یه کلمه هم در این

باره بدونم چون خودم می دونم این موضوع تقصیر تو نیست .

(خدا یا کمکش کن... خواهش می کنم... قول می دم دختر خوبی باشم قول...)

قربانت یک آدم اینجوری که دیگه داره کم کم شاکی می شه تا بهمن ماه وقت داری

سریع کارات و درست کن انقدرم تو اعصاب من... مگه اینجا توالت عمومی؟!

12:04 PM | یک آدم اینجوری | نظرات [55]
 
داره می آد!!

خدا جون دوست دارم!باورم نمی شه این منم؟!دارم دیوونه می شم سر از پا نمی شناسم...یعنی داره می آد؟

حیف... من که نمی تونم برم ببینمش... اما... اما عیبی نداره! بقیه که می رن! بقیه که می بیننش...بقیه که حالش و می پرسن و از تنهایی درش میارن... بقیه پیشش هستن و خوشحالش می کنن.

از خوشحالی یه جا آروم نمی شم... دارم دیوونه می شم! انقدر ذوق زده ام که خودمم نمی فهمم چی دارم می نویسم... دستام تند تند روی کیبرد می رقصن و حروف و تایپ می کنن...

چشام و می بندم و تو رو تصور می کنم... حتی دیدنت تو خواب و رویا هم شیرین استش! خنده یک ثانیه از روی لبام کنار نمی ره... گونه هام خیسن... می فهمی؟ خیس از خوشحالی ...قلبم تند تند می زنه داره احساست می کنه... انگار همین دور و ورایی ...

وایسا ببینم اینجا نیستی؟ کجایی؟ من احساسم بهم دروغ نمی گه... هی اینجایی؟ پشت پرده ای؟ ببینمت؟ آها دیدی گفتم اینجایی! بی معرفت دو هفته بود ندیدمت!

یعنی تو همه ی دیوونه بازیای من و بعد از اینکه بهم گفتن داری می آی ایران دیدی ؟ خوب دیگه حالا پررو نشو! احساسم می کنی؟ احساس می کنی دستام و تو دستت؟ دلم برات یه ذره شده بود... دنبال دستمال نگرد ترجیح می دم گونه هام همینجوری خیس باشن

باید بری؟ نمی شه چند ثانیه دیگه هم بمونی؟باشه هر جور راحتی...

 برات پرواز خوبی آرزو می کنم و موفقیت...

 

دیگه پایی نمونده که تو ورقی جا بذاریم!

...................................................

خدایا ممنونم... خیلی دوست دارم

می دونم... اما بعضی اوقات دیدنش تو رویا هم خیلی کمکم می کنه مثل الان....

10:42 AM | یک آدم اینجوری | نظرات [81]
 
کادوی کریسمس من به تو !

بی احساس تر ازش ندیده بودم...

همینجور وایساده بود و به یه گوشه با اون چشمای بی روح و سردش نگا می کرد اشکاش تبدیل به قندیلای تیز و برّنده شده بود و قلبش یخ زده بود... لبخندش سرد و بی احساس بود. به راستی که آدم برفی مثل یه کوه یخ  بود .

یه روز همینجور که داشت به اطرافش نگا می کرد متوجه گل سرخ یخ زده شد... قلبش گرم و اشکاش آب شد چشماش خندید و لبخندش معنا دار شد...

هر روز قلبش گرم تر و چشماش نگران تر از دیروز می شد. مراقب گل سرخ بود؛روز هاش و به بهونه ی گل سرخ شروع می کرد و شبها رو به یادش می خوابید یکی از روز های آخر زمستون بود که یخ های گل سرخ آب شد و آدم برفی که دیگه چیزه زیادی ازش باقی نمونده بود با خوشحالی به گل سرخ نگا کرد؛ناگهان قلبش شعله کشید و آخرین نگاه و به گل سرخ انداخت و مرد...

و مُرد تا ثابت کنه آدم برفی ها هم قلب دارن و روزی قلبشون گرم می شه...

 

می تونی  جای پاهام و ی برفای کاغذی پیدا کنی؟

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سلام عزیزم کریسمس مبارک امیدوارم  سال خوبی داشته باشی

این متن هم هدیه ی کریسمس من به تو

در ضمن اولین آپ زمستونیم و دییم مبارک!

دوست دارم

قربانت یک آدم اینجوری

که خیلی نگرانت

7:37 PM | یک آدم اینجوری | نظرات [51]
 

 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آخرین یادداشت ها
ناراحتم...
یک سال
چی بگم؟
صدای پا
دنیا را روشن کن
من و توهمات دوباره ام!
دلم تنگیده برات می دوستمت
نبودت زجرم می ده می فهمی؟!
بازم...
شازده کوچولو
احساسات خوشمزه!
یه خواب...
هی اوضاع روبه راهه...؟
و تو نیومدی...
داره می آد!!


آرشیو
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387
شهریور 1387


موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
ژیوار(مینو جوووووووووون)
یه نفر!!  (ترجمه اش رو نوشتم چون انگلیسی نمی گرفت!!)
مژده خانم
آدما رو عشقشون پا می ذارن....
کاکتوس!
هیچکس نمی داند من هستم
فرشته ی معصوم
همیشه بهار
عروسک خانوم
همینجوری!!
دختر رز
آزاد...مثل پرنده
آزاد...مثله پرنده(۲)
عشق یخ زده
پارادوکس
توت کوچولو(دیگه نمی نویسه...)
آسایشگاه روانی بلاگفا!!
Half Of World
آقا سعید
ساده گلدار
Shortest straw
خدایا برزخم فرداست چرا امروز می سوزم
مریم خانومی(وبلاگ موفق باشی!)
حسرت پر واز
داداشی جونم!(الیاد)
ماهی خانومی
خانم و آقای حلزون
صدای شکسته
غم تنهایی من
راز های شکفتن
غزال خانومی
آشیانه من
یاس
سرخ
دل نوشته
رویای خاکستری
تلخ ترین سوگند
نمی دونم!
و اما عشق .....
۹ماه و ۹ روز!
عشق بازی آسمون
ستاره ی کوچک (آقا یوسف)
بهتره زیاد راجبش فکر نکنی
با تو حکایتی دگر
دختر شب
روزمره گی های یه نفر که هنوز امیدواره
آرینوس
بودن
سکوت...
از قطره تا دریا
به احترام دیدن لحظه ای سکوت باید
با عشق در سایه سار بهشت
سروش
عنکبوت مست خودشیفته
•.¸•.¸*فریاد خاموش*¸.•¸.•
هشل الهفت
نفس های اخر...
کوتلاس

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
16311

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com