عاشقانه های یک آدم اینجوری

   
 

 

   

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یه خواب...

دیشب یه خواب می دیدم یه خواب خوب... یه خواب آرامش بخش... خواب می دیدم تو یه اطاقیم و تو رو یه تخت خوابیدی درست مثل فرشته ها...و یه لبخند زیبا گوشه ی لبت نقش بسته من می تونستم بیدارت کنم و می تونستم با هات حرف بزنم اما این کار و نمی کردم... و از دور فقط بهت نگا می کردم از آرامشت لذت می بردم یه احساسی بهم می گفت که خیلی وقته که به همچین خواب شیرینی فرو نرفتی و خیلی به این آرامش نیاز داری... اونقدر لبخند زیبایی تو خواب زده بودی که حاضر نبودم حتی یک ثانیه هم که شده این احساس شیرین و ازت بگیرم... و من نگاهت می کردم و همچنان خواب بودی... وقتی اومدی غلت  بزنی پشت پرده قایم شدم... تا منو نبینی و دوباره بخوابی... اما تو بیدار نشدی و من با خیال راحت دوبار اومدم بیرون و شروع کردم به تماشا کردنت... مثل اینکه سردت بود... و تو یه ملحفه فقط رو خودت کشیده بودی ترسیدم سرما بخوری برای همین یه پتو انداختم روت و تو اونو حسابی دور خودت پیچیدیش حسابی دلتنگت بودم اما حتی یه بارم وسوسه نشدم بیدارت کنم... نمی دونم چرا اما اینجوری راحت تر بودم... وقتی داشتم می رفتم حسابی به صورتت دقت کردم اون مو های قهوه ای لـَخت و خوش رنگت ریخته بود تو صورتت و یه ته لبخند ملیح رو لبات نقش بسته بود آخ که درست مثل فرشته ها بودی فقط نفهمیدم که بال هات و کجا جا گذاشته بودی؟ شاید زیر تختت قایمشون کرده بودی و شایدم تو کمدت گذاشته بودیشون...

 

بال های ما در آسمان کاغذی پرواز می کنند... و پاهایمان در آن وقت به خواب رفته اند...

.................................................................................................................

گلم گل کاشتی دمت گرم!

خیلی ذوق زده بودم شاید به خاطر همین هم این خواب و دیدم!

12:56 PM | یک آدم اینجوری | نظرات [60]
 
هی اوضاع روبه راهه...؟

قهقهه هام کل خونه رو برداشته از خوشحالی یه لحظه جیغ زدم! یه جا آروم نمی شم ... شدم عین بید که تو باد این ور اونور می ره... با ریتم آهنگ اونقدر چرخیدم و رقصیدم که بی حال روی زمین افتادم  سرم گیج رفت خندیدم بلند شدم و پرده رو زدم کنار؛ ستاره ها رو نگا کردم همشون از خوشحالی می خندیدن و می رقصیدن نمی دونی چه احساس عالی بود... رنگ خدا داشت... یه رنگ استثنایی  رنگی که با هیچ رنگی نمی شه مقایسه اش کرد...

همه ی رنگا رو تو خودش داشت

دیوانگی، آرامش، احساس، زیبایی، خنده، مهربونی، عشق، زندگی، هیجان، لطافت، انتظار، گریه، ناراحتی، غصه... من بهش می گم رنگ خدا...

رو کف اتاق دراز شدم و سقف و نگا کردم و با خدا حرف زدم اشک تو چشام جمع شد اشک ناراحتی نه... اشک شادی اشک مهربونی اشک برای خداحافظی با غصه ها... اشکام و پاک و دوباره به خنده سلام کردم.

پشت میز کامپیوتر نشستم و همینجور تایپ کردم... مراقبم که چی می نویسم به حال خودم نیستم دوست دارم با آهنگ ریتم بگیرم و تو هیاهوی پستی ها و بلندی هاش ،بالا و پایین شم بلند می شم و خودم رو از هر قید و بندی آزاد و شروع به رقصیدن می کنم...به سبکی یه پر که تو چنگ باد افتاده...آزاده و آزاد ... مثل یک پروانه می چرخم اما نه به دور شمع ... فردا امتحان دارم... هیچ استرسی ندارم... هیچ دلم نمی خواد که الان اینجا باشی چون نمی دونم چه رفتاری شایسته است و ممکن یه کار نامعقول بکنم... هیچ دلم نمی خواد فکر کنی که دیوونه شدم...

 

جا پای آدما رو زندگی های کاغذی می مونه مراقب راه رفتنت باش...!

...................................................................................................................

اولین آپ بهمنی مبارک!!!

یه خبر عالی رسید بهم... کارش درست شد خدایا حالا باید جدی جدی دختر خوبی بشم؟

گلم خیلی دوست دارم عشق منی

یه آدم اینجوری که دوست داره همیشه موفق باشی...

4:00 PM | یک آدم اینجوری | نظرات [72]
 

 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آخرین یادداشت ها
ناراحتم...
یک سال
چی بگم؟
صدای پا
دنیا را روشن کن
من و توهمات دوباره ام!
دلم تنگیده برات می دوستمت
نبودت زجرم می ده می فهمی؟!
بازم...
شازده کوچولو
احساسات خوشمزه!
یه خواب...
هی اوضاع روبه راهه...؟
و تو نیومدی...
داره می آد!!


آرشیو
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387
شهریور 1387


موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
ژیوار(مینو جوووووووووون)
یه نفر!!  (ترجمه اش رو نوشتم چون انگلیسی نمی گرفت!!)
مژده خانم
آدما رو عشقشون پا می ذارن....
کاکتوس!
هیچکس نمی داند من هستم
فرشته ی معصوم
همیشه بهار
عروسک خانوم
همینجوری!!
دختر رز
آزاد...مثل پرنده
آزاد...مثله پرنده(۲)
عشق یخ زده
پارادوکس
توت کوچولو(دیگه نمی نویسه...)
آسایشگاه روانی بلاگفا!!
Half Of World
آقا سعید
ساده گلدار
Shortest straw
خدایا برزخم فرداست چرا امروز می سوزم
مریم خانومی(وبلاگ موفق باشی!)
حسرت پر واز
داداشی جونم!(الیاد)
ماهی خانومی
خانم و آقای حلزون
صدای شکسته
غم تنهایی من
راز های شکفتن
غزال خانومی
آشیانه من
یاس
سرخ
دل نوشته
رویای خاکستری
تلخ ترین سوگند
نمی دونم!
و اما عشق .....
۹ماه و ۹ روز!
عشق بازی آسمون
ستاره ی کوچک (آقا یوسف)
بهتره زیاد راجبش فکر نکنی
با تو حکایتی دگر
دختر شب
روزمره گی های یه نفر که هنوز امیدواره
آرینوس
بودن
سکوت...
از قطره تا دریا
به احترام دیدن لحظه ای سکوت باید
با عشق در سایه سار بهشت
سروش
عنکبوت مست خودشیفته
•.¸•.¸*فریاد خاموش*¸.•¸.•
هشل الهفت
نفس های اخر...
کوتلاس

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
16314

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com