امروز احساسات خونم دچار نوسانات شدید شده عزیزم ،دلم می خواد شدیدا بهت ابراز علاقه کنم...
پس شروع می کنیم! یک...دو...سه...
لبخندت به خوشمزگی "toblerone" استش و موهات به خوش رنگی "kinder " چشمات مثل ژله درخشش عجیبی دارن و آخ نگو از حرف زدنت که به خوشمزگی کیک خامه ای می مونه...
تو به خوبی و خوشمزگی کرم کارامل می مونی و به هیجان انگیزی بستنی لیموی سیسیلیایی بسکین اند رابینز... نگاهت توی عکسا مثل ... مثل اسمارتیس رنگارنگ ،قشنگ و هیجان انگیزه طوری که هر چی نگاهت می کنم دل نمی تونم بکنم... موهات مثل گندم زاری می مونه که به جای رنگ طلایی یه رنگ قهوه ای خوشرنگ باشه رنگ چشات... آدم وقتی بهشون نگا می کنه واقعا دلش عسل می خواد هرچند که از عسل متنفر باشه... می دونی... می دونی چه حسی به آدم دست می ده؟ نه فکر نکنم درک کنی... درکم می کنی؟ دلم داره ضعف می ره... احساس خوبی دارم یه احساس که بهم می گه دوست دارم(من تو رو!) آره من دوست دارم... نه عاشقتم نه ...نه من دیوونتم
رد پای شکلات های خوشمزه توی بسته بندی های کاغذ ی
..........................................................................
دیوونتم عزیزم!
موها تو کجا جا گذاشتی عشقولی؟ کوتاشون کردی؟
می دوستمت خیلی زیاد!
قربانت یه آدم اینجوری که هر کاری کنی دیوونته! |