عاشقانه های یک آدم اینجوری

   
 

 

   

جومونگ همه قسمت ها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
به چرت و پرتای اونا گوش نکن... اونا که دوست نیستن!

بیخود اون احمق حرف زده می فهمی؟ اونا بیخود کردن همچین حرفایی زدن!

تو که از دستشون ناراحت نیستی؟ هستی؟

اصلا بیخیا لشون!

خودتو عشقه!

انقدر از دیدنت خوشحال شدم که نفهمیدم نصف شبه و شروع کردم به بپر بپر!

می دوستمت ...

خیلی زیاد!

می گما موهاتم داره کم کم در میان!

راستی ...!در باره ی اون موضوع باید بیشتر برات توضیح بدم ... آخه چیزه... می دونی نمی تونم الان برات خوب توضیح بدم خیله خب شاید فردا شب ... باید رو جمله بندی هام بیشتر فکر کنم و معنی تک تک کلمه های مورد کاربردم رو از توی لغت نامه در بیارم تا اگه سوالی پرسیدی بتونم جوابت رو بدم و گیر نکنم!

کلا الان بیخیال

برات آرزوی موفقیت می کنم. پسر خوبی باش و زود برگرد تا دلم برات تنگ نشه خواهش می کنم!

2:36 PM | یک آدم اینجوری | نظرات [25]
 
ناراحتم...

دلم گرفته یه احساس مزخرف و خاص دارم یه احساس که بهم می گه کلا فه ام همه اش دارم به این فکر می کنم که داری چی کار می کنی ... دلم غصه داره می فهمی؟ می فهمی خسته ام ؟ دیگه شادابی قبل رو ندارم شاید به خاطر کلاسام و درسم باشه  نمی دونم...

فقط می دونم وقتی دیشب اومدی تو اطاقم بوی گل رز همه جا رو پر کرده بود  و تو آروم مو هام رو تکون دادی و آروم بوسیدیشون درست ساعت ده شب توی بالکن می دونی نمی تونم فراموش کنم اون احساس لعنتی فوی العاده رو من لبخند می زدم و احساس می کردم تو هم می خندی نمی خواستم برگردم می خواستم پیشم بمونی اما یه لحظه برگشتم می دونستم چی می بینم اما باور نمی کردم می فهمی؟ باور نمی کردم اونجا نباشی اما می دونستم تو الان حتی تو ایران نیستی چه برسه به تهران اونم تو بالکن ما! یخ کردم باورت می شه نزدیک بود بی هوش بشم خودم رو جم و جور کردم و اومدم تو اطاق یه آهنگ گذاشتم و شروع کردم به گریه کردن... هیشکی نبود اشکام رو پاک کنه هیشکی نبود که دلداریم بده فقط خودم بودم و خودم ... دلم گرفت می دونی تنهایی خیلی اعصاب داغون کنه... کاش اینجا بود کاش واقعا اینجا بودی بلند شدم ارادم دست خودم نبود سمت دیوار رفتم و چار پنج بار محکم سرم رو کوبوندم بهش حالم خیلی خوب نبود ...

وسط اطاق می شینم و چشام رو می بندم  صدای موج می آد تو ذهنم چشام رو باز می کنم و یه دریا می بینم با یه ساحل شنی احساس می کنم یه چیزی توی دستام هستن نگاهی به دستم می ندازم و می بینم دست تو استش اشک تو چشام حلقه می زنه می خوام بغلت کنم می خوام ببوسمت می خوام بهت همه ی دلتنگیام رو بگم اما هیچ کدوم رو انجام نمی دم نمی خوام با دلتنگیام ناراحتت کنم و نمی خوام بغلت کنم و ببوسمت آروم شروع می کنم به دویدن و تو هم دنبالم می دو ای خیلی طول نکشید که رسیدی بهم و محکم گرفتیم و بعدشروع کردیم به آروم آروم راه رفتن هوا آفتابی بود  و سایه هامون خیلی قشنگ کنار هم افتاده بو د تو چشام نگا کردی و خندیدی منم خندم گرفت و جفتی نشستیم روی ماسه ها و به دریا نگا کردیم... هم تو... هم من... هر دو مون...  خیلی دلم می خواست سرم رو می زاشتم روی شکمت و می خوابیدم اما نه این کار رو نکردم چشام رو بستم  و به صدای دریا فقط گوش دادم اما ...انگار که از خواب پاشم یه دفه چشام باز شد و دیدم خبری از هیچ کدوم نیست نه تو... نه دریا... هردوتاتون... و من وسط اطاقم با چشای خیس دارم به پنجره ذل می زنم

8:40 PM | یک آدم اینجوری | نظرات [13]
 
یک سال

به همین زودی گذشت...

یک سال بزرگت تر شد وبلاگم

قضاوت خوبی یا بدی مطالبش پای خودتون

فقط می شه یه کاری برام بکنید؟ بدون اغراق تصویری رو که از من تو ذهنتون دارید توی نظراتتون بنویسید فقط همین

10:14 PM | یک آدم اینجوری | نظرات [34]
 

 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آخرین یادداشت ها
به چرت و پرتای اونا گوش نکن... اونا که دوست نیستن!
ناراحتم...
یک سال
چی بگم؟
صدای پا
دنیا را روشن کن
من و توهمات دوباره ام!
دلم تنگیده برات می دوستمت
نبودت زجرم می ده می فهمی؟!
بازم...
شازده کوچولو
احساسات خوشمزه!
یه خواب...
هی اوضاع روبه راهه...؟
و تو نیومدی...


آرشیو
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387
شهریور 1387


موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
ژیوار(مینو جوووووووووون)
یه نفر!!  (ترجمه اش رو نوشتم چون انگلیسی نمی گرفت!!)
مژده خانم
آدما رو عشقشون پا می ذارن....
کاکتوس!
هیچکس نمی داند من هستم
فرشته ی معصوم
همیشه بهار
عروسک خانوم
همینجوری!!
دختر رز
آزاد...مثل پرنده
آزاد...مثله پرنده(۲)
عشق یخ زده
پارادوکس
توت کوچولو(دیگه نمی نویسه...)
آسایشگاه روانی بلاگفا!!
Half Of World
آقا سعید
ساده گلدار
Shortest straw
خدایا برزخم فرداست چرا امروز می سوزم
مریم خانومی(وبلاگ موفق باشی!)
حسرت پر واز
داداشی جونم!(الیاد)
ماهی خانومی
خانم و آقای حلزون
صدای شکسته
غم تنهایی من
راز های شکفتن
غزال خانومی
آشیانه من
یاس
سرخ
دل نوشته
رویای خاکستری
تلخ ترین سوگند
نمی دونم!
و اما عشق .....
۹ماه و ۹ روز!
عشق بازی آسمون
ستاره ی کوچک (آقا یوسف)
بهتره زیاد راجبش فکر نکنی
با تو حکایتی دگر
دختر شب
روزمره گی های یه نفر که هنوز امیدواره
آرینوس
بودن
سکوت...
از قطره تا دریا
به احترام دیدن لحظه ای سکوت باید
با عشق در سایه سار بهشت
سروش
عنکبوت مست خودشیفته
•.¸•.¸*فریاد خاموش*¸.•¸.•
هشل الهفت
نفس های اخر...
کوتلاس

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
19080

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com